وقتی خاطره هامو مرور می کنم دلم برای لحظه هایی که با تو بودم تنگ میشه همون موقع است که خاطره هام از همیشه برام عزیز تر میشه... تقدیم به تمام عزیزانم
!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:27 | جمعه بیست و هفتم تیر 1393 •

درود برهمگی

چقدر بی توجه به همه چیز احساسات دلمون و ورق می زنیم برای کنار خود نگه داشتن کسایی که ازهمه چیز

برامون بیشتر می ارزند شاید دوست داشتن یعنی همین که از خودت بگذری تا کسی که دوسش داری چیزی از

دست نده.حالا یه پرسش! -پس چرا می گن آدم خودشو از همه کس بیشتر دوست داره؟ تاحالا چند بار برای

خودت گذشت کردی؟ نمی دونم شاید این پرسش مانند پرسیدن اینه که چرا پیتزا گرده ولی توی جعبه ی مربعی

می گذاریمش!!!! ولی پاسخش هر چی باشه به نگاه من این جزء مهم ترین دلیل هاست برای زنده بودن یعنی

بودن برای دوست داشتن و از خود گذشتن...

                                                     عاشق صداقت

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:57 | چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 •

روز هایی رو که با حس های تلخ گذروندم حالا دیگه گذشتند  اسم این حس هارو گذاشتم بغض دیگه نمی خوام که بغض هام برگردند من روزهایی رو در پیش دارم که پر از پیروزی اند این منی که گفتم همه ی ما هستیم تنها کافی بهتر فکر کنیم قول می دم دنیامون قشنگ بشه .

                                                                   عاشق صداقت

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 16:7 | سه شنبه سوم دی 1392 •

گاهی یادمان می رود زنده ایم گاهی انسانیت  در وجودمان  می خوابد گاهی نبض محبتمان می ایستد شاید همین گاهی هاست بانی بعضی دردهایمان می شود تا به یاد بیاوریم که زنده ایم و انسانیتمان را بیدارکنیم که تپش قلب محبت نایستد...

                                   عاشق صداقت

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 19:29 | دوشنبه هجدهم آذر 1392 •

لالایی

لالالالا بازم شب شد بازم چشمام پرغم شد

                            بازم پایان این قصه برامون بغض و ماتم شد

لالالالا می خونم باز برای قاب رو دیوار

                            برای لحظه هایی که می مونن بکرو بی تکرار

لالالالا بخواب جونم که انگار قسمتم اینه

                            که انگار تو ی این شبهام ستاره سردو غمگین

لالالالا بخواب بازم توی خاکی که یخ کرده

                           بخواب کز خواب این روزات تمام دنیا تب کرده

                                                      شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 17:41 | شنبه بیستم مهر 1392 •

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 19:46 | شنبه سیزدهم مهر 1392 •

گمشده ام...

مرا پیدا کن کمی دور تر همینجا ایستاده ام انقدر دیوانه وار سرت را نگردان کمی

آرام شوی مرا خواهی یافت منی که گمشده ام. در پی یافتن  گمشده ها خویش گرفتار

نایافته ها شده ام نمی دانم من کوچک گشتم یا آدم ها انقدر بزرگ شده اند همه چیز

فرق کرده ببین دیگر حتی مرا هم نمی بینی منی که با تو بودم همیشه همه جا شاید

همیشه بودنم مرا از نگاهت گم کرده شاید باید مانند این مترسک ها تنهایت می

گذاشتم شاید دوستداشتن این روز ها یعنی چوب حراج به هستی ات ...

چرا؟ چرا باید دنبال محبت باشیم  از نبودنش گلایه کنیم در حالی که خویش از

محبت تهی تر از هرکسیم ؟

من گمشده ام...

                                                               شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 19:2 | شنبه سیزدهم مهر 1392 •

ماجرای مرگ همکاری که مانع پیشرفت دیگران بود


یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند ، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى
 
اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود : « دیروز فردى که مانع
 
پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت .

شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن
 
اجتماعات برگزار مى‌ شود دعوت مى‌ کنیم . » در ابتدا ، همه از دریافت
 
خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌ شدند اما پس از مدتى ،
 
کنجکاو مى‌ شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ ها در اداره مى‌ شده
 
که بوده است . این کنجکاوى ، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن
 
اجتماعات کشاند . رفته رفته که جمعیت زیاد مى ‌شد هیجان هم بالا مى‌
 
 
ما در اداره بود ؟ به هر حال خوب شد که مرد !» کارمندان در صفى
 
قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى ‌رفتند و وقتى به درون تابوت
 
نگاه مى ‌کردند ناگهان خشکشان مى زد و زبانشان بند مى‌ آمد .

آینه ‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌ کرد ، تصویر خود را مى ‌دید . نوشته‌ اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: « تنها یک نفر وجود دارد که مى‌ تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما . شما تنها کسى هستید که مى ‌توانید زندگى‌ تان را متحول کنید . شما تنها کسى هستید که مى‌ توانید بر روى شادى‌ ها ، تصورات و موفقیت‌ هایتان اثر گذار باشید . شما تنها کسى هستید که مى ‌توانید به خودتان کمک کنید .
زندگى شما وقتى که رئیستان ، دوستانتان ، والدین‌ تان ، شریک زندگى ‌تان یا محل کارتان تغییر مى ‌کند ، دستخوش تغییر نمى ‌شود . زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌ کند که شما تغییر کنید ، باور هاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى ‌باشید .
مهم‌ ترین رابطه‌ اى که در زندگى مى ‌توانید داشته باشید ، رابطه با خودتان است . خودتان را امتحان کنید . مواظب خودتان باشید . از مشکلات ، غیر ممکن‌ ها و چیز هاى از دست داده نهراسید . خودتان و واقعیت ‌هاى زندگى خودتان را بسازید . دنیا مثل آینه است .
!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:58 | دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 •

شاید برای بعضی ها جالب باشه!!!!!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه
 اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی
 پرشین
 استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه
 اینترنتی
 پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین
 استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین
 استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی
 پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی
 پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین
 استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار |
 www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی
 پرشین استار |
 www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org
!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 21:55 | سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 •

پند الاغي 
كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر 
چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه 
را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می 
تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها 
بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور 
به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از 
چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی : 
 مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول 
اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور

و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!
وثابت کنیم که از یک الاغ کمتر نیستیم

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 19:55 | سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 •

دوستي داشتم كه مهندس پروژه برج ميلاد بود. هميشه راجع به اين پروژه موقع ساختش با
 
اب وتاب صحبت ميكرد و من هم كه حوصله اش رو نداشتم فقط بهش نگاه ميكردم و سرمو
 
 
براي تاييد تكون ميدادم ولي توي فكر خودم بودم. يه روز ديدمش كه خيلي ناراحت بود. ازش
پرسيدم كه چي شده كه شروع كرد به تعريف كردن.
 
گفت:

" امروز يه چيزي پيش اومد كه خيلي ناراحتم كرد. يه گروه ژاپني اومده بودن براي بازديد.
 
حدودا ١٤ يا ١٥ نفر بودن ، هر دونفر با يكي از ما رفتن كه از چيزهاي مختلف بازديد كنن.
 
من هم با دو نفرشون رفتم و شروع به توضيح دادن كردم . از سه طبقه زيرزمين شروع كردم
 
واينكه حدود ٤٥٠ تا ٥٠٠ ميليون دلار هم هزينه ساخت اون شده به اضافه اينكه ٨ سال هم ا
 
ز موقع شروع تا پايانش طول كشيده و بعد main hall و تجهيزات basement , seismic device
 
 
 ، و بعد سالن اجتماعات رو نشونشون دادم و بعد هم رفتيم توي اسانسور كه قسمتهاي كلاهك
 
و pinnacle رو بهشون نشون بدم كه توي اسانسور يكيشون پرسيد از اين قسمتshaft
 
چه استفاده اي ميشه؟؟؟ من هم نيشخندي زدم و گفتم كه خوب معلومه ديگه اين قسمت كلاهك ٢٥٠٠٠
 
 تني رو كه بزرگترين كلاهك برج مخابراتي در دنيا هست رو نگه ميداره. اون گفت نه
 
منظورم اين نيست، يعني اينكه اينجا مسكوني هست يا اداري ؟؟ من گفتم نه اين قسمت خاليه
 
و راه پله و اسانسور و انتقال تجهيزات از اينجاست. اون هم ديگه چيزي نگفت و رسيديم به
 
بالاي برج . خلاصه اونجا هم يه سري چيزها رو نشون دادم و بعد رسيديم به رستوران
 
گردان . چون هنوز راه نيفتاده بود من رفتم كه موتورش رو نشون بدم كه يكيشون گفت كه
 
اين چرا اين شكليه؟؟؟ پيش خودم گفتم كه اينها چه جوري اينقدر كم استعدادن!!! رستوران
 
گردان تا حالا نديدن و بعد هم با افتخار گفتم كه اين رستوران گردانه و يه عالمه توضيح دادم.
 
خلاصه اون قسمتها كه تموم شد اومديم روي تراس كه اون يكي گفت : پس gyroscope
 
اينجا كجاست ؟؟؟ من گفتم كه البته جايي براش تعبيه كرديم ولي فعلا در برنامه نيست كه اون
 
رو در محل بذاريم ... ياروگفت جالبه چون من اون رستوران گردان رو فكر كردم كه gyroscope
 
 هست... روي تراس كه بوديم ژاپني اولي ازم سوال كرد كه اين كوهها مال كشور
 
شماست؟؟؟ من هم بادي در غبغب انداختم و گفتم بله تمام اونها مال كشور ماست. گفت ا
 
رتفاعشون چقدره ؟؟ گفتم ٤٠٠٠ متر حدودا . گفت چقدر از اينجا فاصله داره ؟؟؟؟ گفتم
 
حدودا ٨ تا ١٠ كيلومتر. گفت تله كابين هم داره؟؟ گفتم بله داره ، ميخواين ببرمتون اونجا؟
 
اسكي هم ميتونين بكنين. گفتن نه احتياجي نيست. اون اولي از من پرسيد كه شما مسوول
 
پروژه هستين؟؟؟ و من هم كه خيلي جو گرفته بودم گفتم بله خودم هستم ( البته نبودم و فقط
 
 
مسوول يه قسمت كوچيكش بودم) بعد يه چيزي به ژاپني به هم گفتن و شونه هاشون رو بالا
 
انداختن و به ساعتشون نگاه كردن و گفتن بايد بريم براي ناهار. براي ناهار رفتيم و همهشون
 
جمع شدن و من با اون اوليه سر يه ميز نشستيم. اولش ساكت بود و هيچي نميگفت، بعدش يه
 
دفعه رو به من كرد و گفت شما گفتين اين برج shaft اش خاليه يعني استفاده اداري
 
ومسكوني نداره؟؟ گفتم بله براي مخابرات ساخته شده. گفت شما گفتين اون كوهها هم مال
 
شماست و كمتر از ١٠ كيلومتر با اينجافاصله داره؟؟؟؟ گفتم بله مطمئنا. گفت خوب اگه شما
 
مسوول اين پروژه بودين چرا اين برج رو روي اون كوهها نساختين؟؟؟ گفتم اخه اين كه
 
خيلي واضحه توي اونشرايط جوي اين همه مصالح براي ساختن برج اونجا رو چه جوري
 
ببريم؟؟ گفت خوب من و دوستم هم همينو داشتيم بحث ميكرديم شما اصلا احتياجي به ساختن
 
برج نداشتين يه دكل اونجا ميذاشتين . يه دكل مخابرات در ارتفاع ٤٠٠٠ متري بهتر از يه
 
دكل روي يك برج ٤٠٠ متري عمل ميكنه. Shaft اين برج كه خاليه كاري انجام نميده.
 
گفتم شوخي ميكنين، خوب اگه اينطوريه شما چرا خودتون بلندترين برج مخابراتي دنيا رو
 
دارين ميسازين(SKY TREE بلندترين برج مخابراتي جهان در توكيو سال٢٠١٢ افتتاح
 
شد ولي اون موقع در حال ساخت بود) ؟؟؟؟؟ گفت توكيو يه شهريه كه در كنار اب هاي
 
ازاده. بلندترين منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع نداره . در ضمن تا ٦٥ كيلومتريش كوه ١٠٠٠
 
متري هم نيست چه برسه به كوه ٤٠٠٠ متري در فاصله ٩ كيلومتريش. گفتم اين همه برج
 
مخابراتي تو دنيا هست... حرفم تموم نشده بود كه گفت برج رو كه براي رقابت نميسازن ،
 
براي نياز ميسازن. تمام اونهاي ديگه هم از اين قاعده مستثني نيستن. ..... يك كم فكر
 
كردم .. برج مسكو ، تيانشان، تورنتو، كوالالامپور .. راست ميگفت!!!! همه اينها در
 
زمينهاي flat land ساخته شدن و حتي تا فاصله ده ها يا صد ها كياومتر اصلا يك تپه ٤٠٠
يا ٥٠٠ متري هم نيست!!!!!!!!

گفتم اخه ما نياز به يك سمبل ملي داشتيم ،،،، گفت شما ميتونستين يه سمبل ملي با ١٠ يا١٥
 
ميليون دلار درست كنين نه يك برج ٥٠٠ ميليون دلاري روي ضعيفترين نقطه شهر ،،، اونم
 
بدون gyroscope كه حتي به يك طوفان اجازه ميده كه اون رو جابجا كنه و نه حتي
 
زلزله. چون تا جايي كه من ميدون gyroscope به صورت built in كار گذاشته ميشه
 
و بايد اون در محل قرار داده بشه و بعد pinnacle دورش ساخته بشه...

من ديگه جوابي نداشتم بدم فقط گفتم كه من مسوول ساخت اينجا نبودم و يه سري پرت وپلا
 
كه از قيافه يارو فهميدم كه ديگه نبايد ادامه بدم ،،،، هر دو ديگه حرفي نزديم.... من هم داشتم
 
زمين و زمان رو مقصر ميدونستم از اقا محمد خان قاجار كه چرا تهران رو وسط كوهها
 
ساخت نه بغل يه پهنه ابي تا ما بتونيم راحت توش برج بسازيم تا كسي كه ٥٠٠ ميليون دلار
 
رو هزينه اين برج كرد و علاوه بر اون فكر روزي كه يك جسم به وزن يك برابر ونيم USSR GEORGE WASHINGTON
 
 از ارتفاع ١٠٠٠ پا بخوره وسط بزرگراه همت!!!! و در يك سناريوي بدتر وارد پارك وي
 
بشه و غلت بخوره بره پايين!!!!

از همه بدتر چيزي كه ازارم ميداد اين بود كه من دو سال و نيم اينجا كار كردم و بعدش دو
 
سال هم درگير اينجا بودم ولي اصلا اين فكر به مغزم خطور هم نكرده بود و اين دوتا در
 
عرض يك ساعت اين رو فهميدن!!! و تازه ما ايراني ها نميدونم از كجامون در اورديم كه
 
باهوشيم؟؟؟.

خلاصه اون ناهار كوفتم شد،،،،، و اون هم ديگه هيچي نگفت،،،، ناهارش كه تموم شد بلند
 
شد و دستش رو روي شونه من گذاشت و گفت خيلي ازتون عذر مي خوام كه ناراحتتون كردم
 
، اصلا منظوري نداشتم،،،، ميدونستم كه شما مسوول پروژه نيستين چون همون پايين كه
 
بوديم بهمون گفتن كه ايشون نتونسته بياد،،،،، مطمئنم اگه شما مسئولش بودين يه جاي بهتر
 
براي اون در نظر ميگرفتين. اينا رو گفت و دستش رو زد به پشتم و رفت،،،،،،


به نقل از صفحه فیس بوک عجیب ترین دانستنی ها









!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 23:54 | سه شنبه هشتم مرداد 1392 •

ترس از قانون - داستان جالب از پائولو کوئیلو


 
 

‏در یک افسانه‌ی قدیمی «پِرو» [1] یی از شهری حکایت می‌شود که همه در آن شاد بودند. ساکنا‏ن این شهر
 
کارهای دلخواهشان را انجام می‌دادند و با هم خوب تا می‌کردند، به جز شهردار که غصه می‌خورد، چون هیچ
 
حکمی نداشت که صادر کند. زندان خالی بود. از دادگاه هرگز استفاده نمی‌شد و دفتر اسناد رسمی هیچ سندی
 
صادر نمی‌کرد، چون ارزش سخنان انسان بیشتر از کاغذی بود که روی آن نوشته شده باشد. 
روزی شهردار چند کارگر از جای دوری آورد تا وسط میدان اصلی دهکده دیوار بکشند. تا یک هفته صدای چکش و
 
اره به گوش می‌رسید. 
 
در پایان هفته شهردار از همه‌ی ساکنان دعوت کرد تا در مراسم افتتاح شرکت کنند. حصارها را با تشریفات مفصل
 
برداشتند و یک چوبه‌ی دار نمایان شد. 
مردم از هم می‌پرسیدند که این چوبه‌ی دار در آن‌جا چه می‌کند. 
از ترس‌شان از آن به بعد برای حل و فصل همه‌ی مواردی که قبلاً با قول و قرار متقابل انجام می‌شد، به دادگاه
 
مراجعه می‌کردند و برای ثبت اسنادی که قبلاً صرفاً به زبان می‌آمد، به دفتر ثبت اسناد رسمی می‌رفتند. کم‌کم ‏
 
توجه‌شان به آنچه که شهردار «ترس از قانون» می‌گفت، جلب شد. 
در افسانه آمده که هرگز از آن چوبه‌ی دار استفاده نشد، اما وجود آن همه چیز را عوض کرد.
   

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:32 | سه شنبه هشتم مرداد 1392 •

ما هنوز منتظرتون هستیم...

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:23 | سه شنبه هشتم مرداد 1392 •


 
با تلسکوپي كه در تصوير مي بينيد مردم لندن قادرند بطور زنده نیویورک را ببینند!

این تلسکوپ عظیم که در لندن ساخته شده است با آینه هایی که در زیر اقیانوس آتلانتیک کار گذاشته شده است تصاویر نیویورک را برای لندنی ها قابل مشاهده می کند.

پائول جرج، مهندسی است که این تلسکوپ عظیم را طراحی کرده است. وی هدف از طراحی این تلسکوپ را که روي آن نام تلکتروسکوپ
Telectroscope) ) نهاده است، جامه عمل پوشاندن به آرزوی پدر بزرگش مبنی بر دیدن مردم نیویورک از سوی مردم لندن عنوان کرده است.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين
 استار |


 www.Persian-Star.org

گروه

 اينترنتي پرشين

 استار | www.Persian-Star.org

گروه







 اينترنتي

 پرشين استار | www.Persian-Star.org


گروه اينترنتي پرشين استار |



 www.Persian-Star.org
!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 23:18 | یکشنبه ششم مرداد 1392 •

تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها

هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف
 
اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.
 
مجله موفقیت: همه ما آدم ها بنا به نیازهایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل،
خیابان، مترو، اتوبوس، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه
احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل
شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم.

ممکن است شما در روابط خانوادگی دچار مشکل شده باشید. در صورتی که نیازمند ادامه
ارتباط هستید، از طرفی گرفتار حرف و حدیث هایی شده اید که هیچ وقت تمامی ندارد و در
هر بار ارتباط باعث گرفتاری های بیشتر شما می شود.
Description: تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها
 
به راستی مشکل کجاست؟ مشکل شمایید؟ مشکل آنها هستند؟

گاهی پاک کردن سوال، راه حل مشکل نیست. بارها دیده اید که حتی قطع رابطه اوضاع را نه
تنها بهتر نکرده بلکه بدتر نیز کرده پس چگونه باید بر این دسته از مشکلات فائق آمد؟

می خواهیم شما را با راه حل های علمی آشنا کنیم. هر فردی مدل شخصیتی ویژه خود را
دارد و با توجه به مدل شخصیتی اش با هر موضوعی یا شخصی رفتار می کند. ممکن است
این سوال برایتان پیش آید که به تعداد افراد روی زمین مدل شخصیتی وجود دارد و شما نمی
توانید تمام عمرتان را صرف شناخت آنها کنید. اخیرا روش نوینی در شخصیت شناسی با نام
اینیاگرام ارایه شده است، یعنی مدل نُه گانه که افراد به 9 تیپ شخصیتی تقسیم می شوند
که خود این 9 دسته نیز در 3 دسته: 1- احساسی، 2- فکری و ذهنی، 3- جسمی و حرکتی
قرار دارند.

 به طور کلی هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از
این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه
چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.

در ابتدا به معرفی کامل شخصیت افراد کمال طلب می پردازیم که بیشترین اشتیاق آنها تمایل
به درستی و کمال و بزرگترین ترسشان دارای عیب بودن است.

شخصیت کمال گرا

ویژگی ها: افراد متعلق به این تیپ بیشتر اوقات عصبانی هستند، سختگیرند، دایم ایراد می
گیرند، انتقاد می کنند، بسیار تمیز و منظم هستند، مودبند، کمی وسواسی هستند، بهترین ها
را می خواهند، کیفیت برایشان اهمیت خاصی دارد، برای کمیت ارزشی قایل نیستند، هرگز
کیفیت را فدای کمیت نمی کنند، بسیار مسوول هستند، از وجدان اخلاقی بالایی برخوردارند،
این افراد صفر و یکی هستند، و بر این باورند که همواره یک راهِ درست برای مواجه شدن با
هر مشکلی وجود دارد، ایده آل گرا هستند، ترس از خوب نبودن و کامل نبودن آنها را داغان
می کند، برای بهبود بخشیدن به همه چیز تلاش می کنند، مشکل پسند هستند، تعجب نکنید
اگر چندین بار برای خرید بروند و دست خالی بازگردند، اصلاح طلبی جزیی انکار نشدنی از
وجودشان است، از اینکه با آنها شوخی کنید متنفر هستند و جدیت این افراد ویژگی بارزشان
هست.
Description: تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها
 
نحوه ارتباط موثر با افراد کمال گرا:

1- هرگز آنان را تحت فشار زمانی برای انجام کاری نگذارید.

2- از آنها ایراد نگیرید، حتی اگر ایرادی هم مطرح است در قالب پیشنهاد عنوان کنید.

3- هرگز آنها را سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه کردند.

4- از نظم و دقتشان تمجید کنید

5- با آنها بدقولی نکنید.

بُعد مثبت: کارهایی را که نیاز به سازماندهی، نظم و طبقه بندی دقیق دارد بسیار دقیق انجام
می دهند. بسیار دقیق، تیزبین، باوجدان، منظم و مبادی آداب هستند.

بُعد منفی: مشکل بزرگ کمال گراها عصبانیت، خشم و کینه است. اهل غر زدن هستند.
دردیدن مشکلات و ایرادها بسیار حرفه ای اند.

برخی از شغل های مناسب:

- وزیر، معاون اداری
- مدیر اجرایی، مدیر فنی
- حسابدار
- برنامه ریز مالی، مشاور
- برنامه ریز شهری
- دادستان
- برنامه نویس کامپیوتر
- جراح

 

شخصیت کمک گرا، امدادرسان و مهربان

ویژگی ها: افراد متعلق به این گروه شدیدا مهربان هستند و عاشق کمک کردن به دیگران.
اغلب برای کمک منتظر درخواست دیگران نیستند و به محض اینکه احساس کنند جایی
حضورشان نیاز است درنگ نمی کنند. همیشه به فکر دیگران هستند. دیگرخواهی این افراد بر
خود اولویت دارد به گونه ای که اول نیازهای دیگران را می بینند و سپس خود را. این افراد
دوست دارند مشکلات دیگران را حل کنند و برای این کارشان مورد توجه و قدردانی قرار گیرند.
کمک گراها بسیار مهمان نواز، خونگرم و دوست داشتنی هستند. آنها دوستان بسیاری دارند،
خوش قلب، احساساتی، دلسوز و سخاوتمند هستند.
Description: تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها
 
نحوه ارتباط موثر با افراد امدادرسان:

1- با آنها مهربان باشید. از کارهایشان قدردانی کنید.

2- کمک گراها در دایره توجه قرار دارند. در ارتباط با یک فرد کمک گرا بی توجه و غافل نباشید
چون سریع ناراحت می شوند و غصه می خورند.

3- حساس هستند. مواظب باشید به احساسات آنها خدشه وارد نشود.

4- از آنها، خوبی ها و نکات مثبتشان جلوی جمع تعریف و تمجید کنید.

بُعد مثبت:
برونگرا، خوش قلب، معاشرتی، اهل جمع و گروه، مسوولیت پذیر و بسیار دست و
دلباز و تعارفی است.

بُعد منفی: بسیار دگرخواه است و خود را فدای دیگران می کند. دائم به نیازهای دیگران توجه
دارد و می خواهد نیازهای آنان را حل کند. گاهی در این مسیر افراطی عمل می کند.

برخی از شغل های مناسب:

- معلم
- طراح مُد
- فروشنده
- پیشخدمت
- طراح گرافیک
- مامور آتش نشانی
- پرستار
- برنامه ریز عروسی
- امدادگر
- خدمات پس از فروش، پیگیری رضایت مشتریان


شخصیت موفقیت طلب

ویژگی: افراد متعلق به این گروه پرانرژی، فعال، کاردان، هدفگرا و با اعتماد به نفس هستند.
این افراد دوست دارند مفید واقع شوند و یک لحظه هم بیکار نمانند. برای آنها مهم است که
موفق باشند. موفقیت های دیگران را با خود می سنجند و ارزش گذاری می کنند. این افراد به
دلیل توانایی فوق العاده در روابط اجتماعی نزد مردم بسیار محبوب هستند، بزرگترین ترس
این افراد احساس پوچی و بیهودگی است.

خواستار موفقیت هستند تا بتوانند به گونه ای خود را نشان دهند. آنقدر به فکر خواسته ها و
اهدافشان هستند که گاهی وجود خود را فراموش می کنند، حتی ممکن است به جسمشان
صدمه وارد کنند. به خوبی آموخته اند آنچه برای دیگران مهم و با ارزش است چیست و آن را
انجام می دهند. می ترسند اگر موفق نشوند تحقیر شوند. علاقمند به جمع کردن مدارک
گوناگون هستند.
Description: تیپ های شخصیتی مختلف و ارتباط موثر با آنها
 
نحوه ارتباط موثر با افراد موفقیت طلب:

1- به آنها احترام زیادی بگذارید. آنها همانند امدادگراها توجه طلب و تایید طلب هستند. از
 
موفقیت هایشان نام ببرید، در حضور دیگران آنها را به خاطر موفقیت ها، تلاش ها و پیشرفت
 
هایشان تمجید کنید. حواستان باشد سعی نکنید فیلم بازی کنید چون سریع متوجه می شوند
 
زیرا افراد تیزی هستند.

2- از این افراد خرده نگیرید. اگر ایرادی وجود دارد بهتر است تشویقی مطرح کنید.

3- اگر در مواجهه با مساله ای موفق نیستند، موضوع را از بعد مثبت شروع کنید و از تلاشی
 
که برای آن کرده اند صحبت کنید، با این کار نیروی دوباره می گیرند و این بار قطعا موفق می
 
شوند.

4- از سرزنش و تحقیر کردن آنها به هیچ نتیجه ای نمی رسید.

بُعد مثبت: آدم های سریعی هستند. شدیدا انعطاف پذیرند. وقتی تصمیم بگیرند چیزی را به
 
دست بیاورند معطل نمی کنند و به دنبال کسب نتایج هستند.

بُعد منفی: خودشان را با موفقیت هایشان می سنجند. در اثر تلاش و کوشش و کار زیاد خود را
 
فراموش می کنند.

برخی از شغل های مناسب:

- نوازنده، بازیگر
 
- مدیر روابط عمومی
 
- وکیل
 
- معاون اجرایی
 
- دستیار شخصی افراد بانفوذ، قدرتمند یا معروف
 
- نویسنده
 
- فروشنده، بازاریاب
 
- فعال سیاسی یا سیاستمدار
 
سخنران الهام بخش
 
- مربی کسب و کار و مشاور زندگی
 




 

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:52 | یکشنبه ششم مرداد 1392 •

درود

درود بر شما درود بر همگی دوستان نازنینم .هی گفتم کنکور بدم تموم شه الأن کنکورم دادم رفت ...

الآن نه کنکوری هست نه درسی البته که زبان میرم کارای اون هست ولی در کل بی کارم و دارم کلافه می شم

هوا هم که هی داره گرم می شه که خنک نمی شه  هی گفتیم کنکور بدیم با آسایش بریم بیرون با این هوا

بیرونم نمیشه رفت دیگه از بی کاری خسته شدم دلم برای روزایی که می رفتم مدرسه تنگ شده برای زنگ

تفریحاش برای سرو صدای مدرسه برای حتی ساعت های امتحان تنگ شده دلم برای استادام دوستام دبیرام

تنگ شده دلم برای زنگای زیست خانم آل داوود و استاد طاری تنگ شده برای زنگای پر دلهره ی جناب شهروی و 

کلاسای شیمی خانم قریشی و استاد عراقی تنگ شده حتی گاهی آرزو می کنم که کاش یه باره دیگه سر

کلاسای جناب شاکری که استاد بسیار جدی فیزیک هستن و البته گاهی هم فوق العاده خوش رفتار بشینم یا

دلم برای زنگای عربی استاد شریفی که ساعت هفت شب تموم می شد  یا استاد شهابی که دبیر زبان همیشه

خندون ما بودندتنگ میشه من واقعا دلم برای زنگای درس ریاضی با جناب ستاری تنگ شده  من دلم برای خانم آبراهه نازنین خیلی خیلی تنگ شده دلم برای کارای یاسمن و مریم یا مائده یا خندای غزاله دلم برای کسی که که میشه راحت بهش اطمینان کرد یعنی بهترین دوستم نسترن  دلم برای زنگ تفریحای با فائزه و مهشید تنگ شده حتی برای دبیر دینی مدرسمون که بنده ی خدا از روی سادگی یه کارایی می کرد و ما کلی اذیتش کردیمم تنگ شده دلم حتی برای نیلوفر که همیشه منو حرس میدادو داشت منو هم مثل خودش دیوونه میکرد ویا برای الهه نازنینم که خیلی چیزا ازش یاد گرفتم تنگ شده می دونید سال کنکور یه سال سخت به قول پدر دوستم سالی که یه جایی خسته میشی ولی باید بدوی که خستگی بهت نرسه.

آخیش باهاتون درددل کردم حالم جا اومد دوستون دارم مارو فراموش نکنید.

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:59 | سه شنبه یکم مرداد 1392 •

حس دوست داشتن

من خداحافظی تلخ توی لحظه ی جنونم

                                               توی یه ترانه ی خوش آخرین حرف یه خونم

توی آواز کبوتر اوج تنهایی شعرم

                                               توی لحن عاشقونه اوج غربت یه سرم

تو همون لحظه ی خوبی واسعه سردی دستام  

                                                توهمون صدای گرمی تو تولد نفس هام

تو همون توشه ی رفتن تا ته غرفه ی پردیس

                                                تو همون جنون موندن تو جهنمی که کم نیست

                                                                                                           شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 19:9 | جمعه بیست و یکم تیر 1392 •

درود بر همگی.

بلاخره تموم شد.

درس .مدرسه .امتحان.

کنکور...

برام دعا کنید

                             شادی

 

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 22:15 | شنبه هشتم تیر 1392 •

داداش گلم درود تولدت مبارک داداشی جونم.

                                                         شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 0:24 | شنبه هشتم تیر 1392 •

دل تنگی...

من تو را چشم به راهم

                           به خیال ملکوت...

به سرودی پی یک جریه  رویای  سکوت

تو به من نزدیکی در ته جاده ی دور

                          در پی فاصله ی رد شدن از لحظه نور

من به نو دلبستم گرچه تو بی خبری

تو به آواز دل انگیز بهارت هستی

                          به بهاری که پر از شورو نشاط سحرست

من به تو ناشدنی تو به هر ثانیه ام پیدایی

تو چه دوری زنگاهی که پی فرداهاست

                           از ره جاده ی پر پیچ و خم آینده

که به من پیوسته پر زخالی زصدای قدمت

که بدر می گذری از ره کلبه ی عشق

                          که پیت ساخته ام

من توراچشم به راهم ای نبود بودن

تو به من پیوستی پی هر لحظه ی من

                                                                تقدیمی-شادی

 

 

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 20:2 | جمعه ششم اردیبهشت 1392 •

سال نو

بهار نو

نوروزتون که نو

هومایون

                            عاشق صداقت

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 2:1 | دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 •

(نقطه)پایان

پایان...

۱۳ سال مدرسه

۱۳ سال شیطنت سر کلاس

۱۳ سال اشک نمره ی بد امتحان

۱۳ سال خنده به تمام لبخند معلم ها

یه شروع خوب سر کلاس خانم حاج زمان

پایان زیبا اما دلتنگ سر کلاس خانم آل داوود

و درود...

به لحظه هایی که در انتظار منه

خوب یا بد ...

اما درود با عشق بی پایان

                            شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 1:57 | دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 •

گذرگاه دل

گرمرا بر رخ تو چشم مرادی نرسید

                                           از پی عالم و آدم به نگاهت گذرم

چون ندای غم دنیا به دلم خانه گزید

                                            به تمام غم دنیا پی تو من گذرم

این جهان گر نشود روی تو و محفل من

                                          زین جهان و خوش او در پی تو من گذرم

فاتح کشور صبرم نیم از آب گذر

                                            از تمام گذر صبر جهان من گذرم

فاصله نذر تو و این دل بی حاصل شد

                                            از بر ناز نگاهت پی حاصل گذرم 

                                                                                  شادی

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 23:42 | پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 •

یک روز زندگی با روشن بینی ، بهتر از صد سال عمر در تاریکی است .

الماس  را جز در قعر زمین نمی توان  پیدا کرد   و    حقایق  را جز  در  اعماق  فکر  نمی  توان  یافت  .

استعداد شگرف بدون  اراده  آهنین  معنی  و  مفهومی  ندارد.

آغاز هر  کار مهمترین  قسمت  آن  است .

ارزش سختی های روزگار را باید دانست  ،   آنها  آمده اند  تا  ما را  نیرومند تر  سازند .

چرخهای  سنگین  و  زنگ  زده زندگی  با  دستهای  نامرئی  امید  می  چرخد.

افتادن در گل و لای  ننگ  نیست  ،  ننگ  در این است  که آنجا  بمانی  .

هیچ کس  لیاقت  اشکهای  تو  را ندارد  و  کسی  که    چنین  ارزشی  دارد  باعث  اشک  ریختن تو  نمی شود.

بی  مصرف  ترین  روزها      روزی  است  که  در  آن  نخندیده باشیم  .

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 10:47 | دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 •

از بزرگان بیاموزیم

زیبایی در اوایل جوانی افتخار نیست ، اما اگر در سن شصت سالگی همچنان زیبا بودی این کار روح توست.

قضاوت خوب از تجربه ناشی می شود ؛ تجربه از قضاوت بد ناشی می شود

 

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 12:54 | چهارشنبه هشتم آذر 1391 •

از بزرگان بیاموزیم

باور من این است : 

                      شادی تنها خوبیست.

                      مکان شاد بودن اینجاست.

                      زمان شاد بودن اکنون است.

                      راه شاد بودن شادکردن دیگران است.

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 9:28 | دوشنبه ششم آذر 1391 •

از بزرگان بیاموزیم

پیشرفت تودرزندگی بستگی به این داردکه بدانی چه طوربا جوانان به لطافت و نرمی برخورد کنی ، سالخوردگان را دوست بداری ، با افراد سخت کوش همراه باشی و بتوانی فقیران وثروتمندان را پذیراباشی ؛ زیرا روزی در زندگی ، تویکی از اینها هستی.

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 9:26 | دوشنبه ششم آذر 1391 •

از بزرگان بیاموزیم

از کسانی که تلاش می کنند آرزوهایت را کوچک شمرند دوری کن؛ اغلب انسانهای حقیر اینگونه اند.اما حقیقت نهفته و عظیم این است که احساس کنی توهم می توانی با شکوه شوی.

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 9:21 | دوشنبه ششم آذر 1391 •

درود بر همه ی دوستان گلمون شرمنده من دیگه امسال کنکور دارم واسع همین دیر به دیر میام ولی دلم پیش شماست.

برام دعا کنید .                                         بدرود

!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 20:19 | شنبه بیست و نهم مهر 1391 •

ابن سینا




http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_001_1.jpg
آغاز فیلم‌برداری
 
 
فیلم‌برداری فیلم سینمایی "طبیب" (مدیکوس) با بازی بن کینگزلی در نقش ابوعلی سینا ملقب به
 
"طبیب الاطبا" حکیم و طبیب سرشناس ایرانی آغاز شد. بخش‌هایی از این فیلم در استودیوهای
 
تهیه فیلم شهر کلن آلمان تهیه می‌شود.
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_002_2.jpg
ستاره‌های هالیوود
 
 
این فیلم انگلیسی‌زبان را فیلیپ اشتولتسل کارگردان متولد مونیخ برای شرکت آلمانی "اوفا"
 
می‌سازد. از چپ به راست: استلان استنسگارد، تام پین، بن کینگزلی
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_003_3.jpg
فیلمنامه
 
 
فیلمنامه را یان برگر بر اساس رمان "طبیب" اثر نوا گوردون نویسنده آمریکایی، نوشته که در
 
سال ۱۹۸۶ منتشر شد و بیش از ۲۱ میلیون نسخه از آن در دنیا به فروش رسید.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_004_4.jpg
داستان ابن‌سینا
 
 
داستان "طبیب" در قرن یازدهم میلادی روی می‌دهد و درباره راب کول، یک بچه یتیم و فقیر
 
انگلیسی است که تصمیم می‌گیرد برای تحصیل طب به ایران سفر کند.
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_005_5.jpg
قهرمانان فیلم
 
 
تام پین بازیگر بریتانیایی، نقش راب کول را بازی می‌کند. تام پین در برابر بن کینگزلی بازیگر
 
بریتانیایی ظاهر می‌شود که در فیلم "طبیب" نقش ابوعلی سینا حکیم و طبیب سرشناس ایرانی را
 
بازی می‌کند.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_006_6.jpg
اولین استاد
 
استلان اسکارسگارد بازیگر سوئدی، نیز که اخیرا در فیلم پرفروش "انتقام‌جویان" بازی کرده
 
است، در فیلم "طبیب" نقش اولین استاد "راب کول" را ایفا خواهد کرد.
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_007_7.jpg
حاکم اصفهان
 
اولیویه مارتینز بازیگر فرانسوی نیز در نقش "شاه علاءالدوله" حاکم اصفهان ظاهر می‌شود.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_008_8.jpg
اما ریگبی
 
 
اما ریگبی بازیگر انگلیسی از دیگر بازیگران این فیلم است که در پایان با قهرمان فیلم فرجام
 
خوشی می‌یابد.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_009_9.jpg
فیلم‌بردار
 
 
هاگن بوگدانسکی، برنده جایزه اسکار و فیلمبردار فیلم معروف "زندگی دیگران"، مدیر
 
فیلمبرداری "طبیب" است.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_010_10.jpg
جلوه‌های تصویری ویژه
 
شرکت پیکسوموندو که در زمینه تولید جلوه‌های تصویری شهرت زیادی دارد، جلوه‌های ویژه
 
فیلم را می‌سازد.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_011_11.jpg
فیلم‌برداری در آلمان
 
 
فیلمبرداری "طبیب" تا ماه سپتامبر در آلمان و مراکش ادامه خواهد داشت. در مجموع بیش از ۲۰۰
 نفر در شهر کلن آلمان در جلو و پشت دوربین در هنگام تهیه فیلم کار می‌کردند.
 http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_012_12.jpg
مراکش به جای اصفهان
 
تیم فیلمبرداری، به همراه دکور و لباس‌های بازیگران سپس به مراکش رفته تا صحنه‌های
 
بیرونی داستان که در اصفهان اتفاق می‌افتد را در آنجا تهیه کند.
 
کارگردان آلمانی
 
فیلیپ اشتولتسل کارگردان فیلم تحسین شده "چهره شمال" است که در سال ۲۰۱۰ ساخته شد. او
 
با موزیک ویدیوهای خود به خصوص برای "رامستین"، "گاربیج" و مدونا به شهرت رسید.
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_013_13.jpg
بودجه فیلم
 
 
ابوعلی سینا پنجمین فیلمی است که این فیلمساز کارگردانی می‌کند. او با بودجه ۲۵ میلیون
 
یورویی (نزدیک ۴۰ میلیون دلار) و حدود ۴ ماه فیلمبرداری این فیلم را آماده می‌کند. فیلم طبیب
 
قرار است پاییز سال آینده به روی اکران عمومی بیاید.
http://www.iranianuk.com/db/pages/2012/08/09/009/zimg_014_15.jpg
از بن کینگزلی تا ابن‌سینا
 
سر بن کینگزلی سال ۱۹۸۳ برای فیلم سینمایی "گاندی" برنده جایزه اسکار شد و برای فیلم‌های
 
"باگزی"، "جانور جذاب" و "خانه‌ای از شن و مه" نیز نامزد اسکار بوده است. او در "خانه‌ای از
 
شن و مه" نقش یک سرهنگ ایرانی را ایفا کرد. (تصویر: بن کینگزلی به همراه بامداد
 
اسماعیلی، خبرنگار دویچه وله)
!! نوشته شده توسط مازیار و شادی | 18:33 | جمعه سی و یکم شهریور 1391 •